تبليغاتX
فرهاد گرگ زخمی
امروز زیباترین رنگ آبرنگم ، رنگ چشمان توست .............................

اندكي شبيه دريا شده ام

همين دريايي كه در حوض خانه ي همسايه است

دهانم طعم آبي گرفته

پاهايم جلبك بسته

و در دلم هزار ماهي بي نام و نشان آشيانه كرده

باز هم نيستي

غروب چهارشنبه

و كسي ناشناس واژه هاي علاقه را سر مي برد

و كنج آواز مردگان مي اندازد

نمي دانم

شايد آخر دنياست

كه عقربه ها به بن بست رسيده اند

كاش بيايي

سر بر شانه ات بگذارم

و عريان ترين حرف هايم را

شبيه هق هق پرنده هاي پر شكسته

يادت بياورم

هيچ لازم نيست دلهره ي آيينه

از روييدن باد را به رخم بكشي

من آن قدر طعم گس آيينه را چشيده ام

كه محرم ترين آشناي باران شده ام

آه ، عزيزم ، رايحه ات پيچيده

بگو كجاي سه شنبه اي

هنوز اما خيلي صبورم

كه مي نشينم و از ته آيينه برايت انار مي چينم

تا كي بگويم برگرد

و تو بادبادكي را كه ته دريا به جلبك ها گير كرده

بهانه بياوري براي نيامدنت

اصلا بگذار طعم خاكستري شب رابچشم

بگذار آن قدر شبيه دريا شوم

كه تو ديگر به چشم نيايي

بگذار بميرم ...

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم آبان 1388ساعت 15:35  توسط گرگ زخمی | 

 

شب ها چراغ دلت رو روشن بذار تا فرشته ها راه پاکي رو گم نکنن

 شب هاي بي فرشته سنگين ميگذره مثل روز هاي بي تو

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم آبان 1388ساعت 15:32  توسط گرگ زخمی | 

 

يک بوسه براي قلبم

يک بوسه براي تو يک گلبرگ با عطر شعرم

همراه نامه هاي تو گرچه از تو يه جوابم نگرفتم اين همه سال مي نويسم يا نوشتم

 هرچه بود حال و احوال نامه هاي بي جواب نغمه هاي بي جواب نامه بر باد نامه بر آب

به نشون و اسم اون که اومد و رفت مثال يه خواب

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم آبان 1388ساعت 15:32  توسط گرگ زخمی | 

 

شکسپير ميگه: خيانت تنها اين نيست که شب را با ديگري بگذراني ... خيانت ميتواند دروغ دوست داشتن باشد ! خيانت تنها اين نيست که دستت را در خفا در دست ديگري بگذاري ... خيانت ميتواند جاري کردن اشک بر ديدگان معصومي باشد

 

شکسپير مي گه: بدترين گناه اين است که به کسي که تو را راستگو مي پندارد دروغ بگويي

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم آبان 1388ساعت 15:30  توسط گرگ زخمی | 
 

زندگی واسه ما آدما مثل دفتر ! برگه اولش خوش خط مينويسی و دوست داری به آخرش برسی

وسطاش خسته ميشی بد خط مينويسی و هی برگه حروم ميکنی

اما آخرش که رسيد . . .

جا کم مياری ، حسرت ميخوری که چرا برگه هاشو حروم کردی !

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم آبان 1388ساعت 15:13  توسط گرگ زخمی | 
 

عبارت کلاه سرت گذاشتن تا زانو يعني چه؟

الف) فروش پرايد دوگانه سوز بدون مخزن.

ب) قول تحويل ال نود تا پس فردا.

ج) تحويل پژو ۴۰۵ با يک مأمور آتش نشاني در صندوق عقب.

 د) من مادرم مريضه، کارت سوختتو بده، چند ليتر بـنـزيـن بزنم

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم آبان 1388ساعت 15:12  توسط گرگ زخمی | 

 

امروز تولد منه

درست راس ساعت ۴ بعدازظهر توی یه هوای ابری من به دنیا اومدم

اون روز که به دنیا اومدم دلم میخواست وقتی همه دورو برو جمع میشن و هرکی استعداد به خرج میداد که منو بخندونه به همشون بگم که نکنید حوصله هیچکدو متون رو ندارم

بابا ناسلامتی من بچم تازه به دنیا اومدم باید استراحت کنم

ولی چیکار مشه کرد همه مهمونن ولی امان از این مامان و بابای خودم دلم میخواست بگم :

آقای پدر! در کمال احترام خواهشمندم اینقدر لب و لوچه ی غیر پاستوریزه ، و سار و سیبیل سیخ سیخی آهار نشدتون را به سر و صورت حساس من نمالید ! plz

خانوم مادر! جیغ زدن شما هنگام شناسایی اجسام داخل خانه توسط حس چشایی من، نه تنها کمکی به رشد فکری من نمی کنه، بلکه برای دبی شیر شما هم مضر است !!! لازم به ذکر است که سوسک هم یکی از اجسام داخل خانه محسوب می شود!

پدر محترم! هنگام دستچین کردن میوه، از دادن من به بغل اصغر آقای سبزی فروش خودداری نمایید. چشمهای تلسکوپی، گوشهای ماهواره ای و سیبیلهای دم الاغی اش مرا به یاد قرضهای شما می اندازد !

مخصوصاً وقتی که چشمهای خود را گشاد کرده، و با تکان دادن سر و لبهایش " بول بول بول بول" می کند! زهرمار، درد، مرض، کوفت ! الهی کف شامپو تو چشت! شب بخوابی خواب بد ببینی ! جیش کنی تو شلوارت!

مادر محترم! شصت پا وسیله ای است شخصی ، که اختیارش رو دارم ! لطفاً هرگاه سعی در خوردن شصت پای شما نمودم، گیر بدهید!

آقای پدر! هنگام دعوا با خانوم مادر، به جای پرت کردن قابلمه و ماهی تابه به روی زمین، از چینی های توی کابینت استفاده نمایید ! اکشن بودن دعوا به همین چیزاست!

خانوم مادر! از مصرف هله هوله ی زیاد پرهیز نمایید! این عمل نه تنها برای سلامتی شما خوب نیست، بلکه موجب می شود که شیرتان بوی " بچه سوسک مرده " بدهد.

آقای پدر! کودکان توانایی کافی برای حفظ جیش خود ندارند و این توانایی هنگامی که شما شکم مرا "پووووووف" می کنید به حداقل می رسد ! الان بگم که بعد شرمنده تون نشم

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آبان 1388ساعت 16:0  توسط گرگ زخمی | 
 

تو این پست قول میدم خاطره تولدمو بنویسم

قول میدم به زودی بنویسم

امروز قراره تولدمو توی دانشگاه بگیرم

فکر کنم جالب بشه

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آبان 1388ساعت 0:0  توسط گرگ زخمی | 

 

بي تو مهتاب شبي باز از آن كوچه گذشتم ، همه تن چشم شدم خيره به دنبال تو گشتم

شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم ، شدم آن عاشق ديوانه كه بودم

در نهانخانه جانم گل ياد تو درخشيد ، باغ صد خاطره خنديد

عطر صد خاطره پيچيد ، يادم آمد كه شبي با هم از آن كوچه گذشتيم

پر گشوديم و درآن خلوت دلخواسته گشتيم ، ساعتي بر لب آن جوي نشستيم

تو همه راز جهان ريخته در چشم سياهت ، من همه محو تماشاي نگاهت

آسمان صاف و شب آرام ، بخت خندان و زمان رام

خوشه ماه فرو ريخته در آب ، شاخه ها دست بر آورده به مهتاب

شب و صحرا و گل و سنگ ، همه دل داده به آواز شباهنگ

يادم آيد تو به من گفتي از اين عشق حذر كن ، لحظه اي چند بر اين آب نظر كن

آب آيينه عشق گذران است ، تو كه امروز نگاهت به نگاهي نگران است

باش فردا كه دلت با دگران است ، تا فراموش كني چندي از اين شهر سفر كن

با تو گفتم حذر از عشق ؟ ندانم ، سفر از پيش تو ؟ هرگز نتوانم

روز اول كه دل من به تمناي تو پر زد ، چون كبوتر لب بام تو نشستم

تو به من سنگ زدي من نه رميدم نه گسستم ، بازگفتم كه تو صيادي و من آهوي دشتم

تا به دام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم ، حذر از عشق ندانم

سفر از پيش تو هرگز نتوانم نتوانم ، اشكي از شاخه فرو ريخت

مرغ شب ناله تلخي زد و بگريخت ، اشك در چشم تو لرزيد

ماه بر عشق تو خنديد ، يادم آيد كه دگر از تو جوابي نشنيدم

پاي در دامن اندوه كشيدم ، نگسستم نرميدم

رفت در ظلمت غم آن شب و شبهاي دگر هم ، نه گرفتي دگر از عاشق آزرده خبر هم

نه كني ديگر از آن كوچه گذر هم ، بي تو اما به چه حالي من از آن كوچه گذشت

شعر از فروغی

 

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم مهر 1388ساعت 14:56  توسط گرگ زخمی | 

 

خسته ام از آرزو ها، آرزوهای شعاری

شوق پرواز مجازی، بالهای استعاری

حظه های کاغذی را، روز و شب تکرار کردن

خاطرات بایگانی، زندگی های اداری

آفتاب زرد و غمگین، پله های رو به پایین

سقف های سرد و سنگین، آسمانهای اجاری

با نگاهی سر شکسته، چشمهایی پینه بسته

خسته از درهای بسته، خسته از چشم انتظاری

صندلی های خمیده، میزهای صف کشیده

خنده های لب پریده، گریه های اختیاری

عصر جدول های خالی، پارکهای این حوالی

پرسه های بی خیالی، نیمکت های خماری

رو نوشت روزها را، روی هم سنجاق کردم:

شنبه های بی پناهی، جمعه های بی قراری

عاقبت پرونده ام را، با غبار آرزو ها

خاک خواهد بست روزی، باد خواهد برد باری

روی میز خالی من، صفحه ی باز حوادث

در ستون تسلیت ها، نامی از ما یادگاری

 

+ نوشته شده در  جمعه ششم شهریور 1388ساعت 16:19  توسط گرگ زخمی | 

 

یه پروانه را با دستات می گیری.

بدش می خوای ببینی زنده هست؟

انگشتاتو باز کنی ....

فرار میکنه.

محکم بگیری....

می میره.

دوست داشتن هم یه چیزی مثل پروانه هست

 

+ نوشته شده در  جمعه ششم شهریور 1388ساعت 16:13  توسط گرگ زخمی | 

 

شب بودو آسمان گریه میکرد

سرش را بر سینه ام نهاده بود

می گفت:قشنگترین قصه را برایم بگو

نگاهم را بر چشمان زیبایش دوختم

گفتم: چشمانت را ببند

چشمانش را بست

ومن آهسته روی لبانش خم شدم وقصه ی بوسه را برایش گفتم 

آن گاه باران تمام شد وآسمان برسر من مروارید پاشید

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم مرداد 1388ساعت 18:14  توسط گرگ زخمی | 

 

پیرمردی صبح زود از خانه اش خارج شد

در راه با یک ماشین تصادف کرد و آسیب دید.

عابرانی که رد می شدند به سرعت او را به اولین درمانگاه رساندند.

پرستاران ابتدا زخمهای پیرمرد را پانسمان کردند.

سپس به او گفتند: "باید ازت عکسبرداری بشه

تا جائی از بدنت آسیب و شکستگی ندیده باشه"

پیرمرد غمگین شد، گفت عجله دارد و نیازی به عکسبرداری نیست.

پرستاران از او دلیل عجله اش را پرسیدند.

او گفت : زنم در خانه سالمندان است.

هر صبح آنجا می روم و صبحانه را با او می خورم. نمی خواهم دیر شود!

پرستاری به او گفت: ما خودمان به او خبر می دهیم.

پیرمرد با اندوه گفت: خیلی متأسفم. او آلزایمر دارد.

چیزی را متوجه نخواهد شد! حتی مرا هم نمی شناسد!

پرستار با حیرت گفت: وقتی که نمی داند شما چه کسی هستید،

چرا هر روز صبح برای صرف صبحانه پیش او می روید؟

پیرمرد با صدایی گرفته ، به آرامی گفت:

اما من که می دانم او چه کسی است

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم مرداد 1388ساعت 17:59  توسط گرگ زخمی | 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم مرداد 1388ساعت 12:3  توسط گرگ زخمی | 

 

پس در اين ميانه من

از چه حرف مي زنم؟

درد، حرف من نيست.

درد، نام ديگر من است.

من چگونه خويش را صدا کنم؟!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388ساعت 22:32  توسط گرگ زخمی | 
 
صفحه نخست
ایمیل
حرفهای کهنه
درباره وبلاگ
سلام...
خسته از تکرار شب
بیقراری تو و مستی من
خسته از دروغ و دروغ گفتن
خود را به بیراهه سپردن
خسته از تمنای زندگی
خسته از قطرات عشق
و خسته از همه چیز و همه کس .
دیگر نمیتوانم ، مرگ معنی صداقت را به من فهماند ، چیزهای زیادی آموخته ام از او ...
او همیشه فریاد میزد اما من نمیخواستم به کلماتش بپیوندم او زندگی را در مرگ میدید و مرگ را در زندگی . او به من فهماند که عشق دروغ است و دروغ زندگیست ، چیزی به نام دوست داشتن وجودندارد.
سیاهی و شب را زیباترین وازه مینامید و از من میخواست در انتظارش لحظات را به تصویر در آورم ، چارهای جز انتظار هم نمیبینم .
ای مرگ بدان که بی تو من هیچ هم نیستم و تنها به یاد تو و در انتظارت خواهم نشست

هم دردهای روزانه
آرت گرافیک 90
حرفهای کهنه
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
مرداد 1386
تیر 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
دی 1385
آذر 1385
مهر 1385
مرداد 1385
فروردین 1385
هم دردها
سیب سرخ
تنهای غمگین
دل شکسته
جادوگر هنوز زنده است
روزهای تکراری
نوروز
خفن ترینها و بهترینها
راهی
ملودی و مانیا
یاشار
مشکی پوش
مهدی
میثم ( پسر تنها )
رز سرخ عاشق
lکشتی طوفان زده ( محمدرضا)
گل مريم
آراز
راز نگاه تو ( آنا )
آتشكده عشق و معراج عشق
آف های تووپ
عکس خفن +18
دختر خیره سر
بروبكس رپر امارات
آز یاشا آزاد یاشا اینسان یاشا
دومان
باز کن پنجره را
دخترک رویاها
یاکاموز تورکی یازی اوی
Sis-s-siS
آداخلی یوللار
نگارا
سمیرا جون
غريبه ی دهاتی
مهتاب عشق
درد دلهای من و خدا
دوستش دارم
پسر تنها، بدبخت، بیچاره و بدشانس
بیایید عشق را معنا دهیم
خواطرات تلخ وشیرین
دختری که در یک قبرستان متروکه خاک شده
رز وحشی
کلبه ی عشق
بحر عشق
خاطرات با تو بودن
آخرین همسفرم خاک
یاسمن تنها
خط خطی های یک عقرب تنها
تمام مردم دنیــا به یک زبان سکوت می کنند
من از تو میمردم
نیلوفر تنها
زندگی را ببوس
هرکه مرا دید تو را نفرت کرد
دختر - پسر - زن - مرد
PSP,PS3,XBOX360,WII,DS
تنهاترین تنها
سرباز کورش
دانلود پروژه و پایان نامه
درد دلهای من و خدا ( فانی )
پچ پچ نیوز
دبنگ ها
باشماق
مطالب متفرقه
سکوت شبانه
×دانلود×نرم افزار×آموزش×سرگرمی×
دل شکسته
ناز چشم
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

توجه توجه

لطفاً برای گوش کردن به آهنگ دکمه پلیر را فشار دهید